الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )

32

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )

از مخالفين ) را بفضل رحمت خود داخل بهشت كند . 6 - عيسى بن سرى گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : اركان اسلام را به من خبر ده ، آن اركان كه براى هيچ كس كوتاهى در شناسائى آنها روا نيست و كسى كه در شناسائى آنها كوتاهى كند ، دين خود را تباه ساخته و خدا كردار او را نپذيرد و هر كه آن اركان را بشناسد و به آنها عمل كند : دينش شايسته گشته و كردارش پذيرفته شده و با روشى كه دارد ( كه اركان اسلام را ميداند و به آنها عمل مىكند ) ندانستن هيچ امر ديگر ، براى او تنگى و فشار نياورد ؟ فرمود گواهى دادن به يكتائى خدا و اينكه محمد صلى اللَّه عليه و آله فرستاده خداست و اقرار به آنچه او از جانب خدا آورد و اينكه زكات اموال حق است و ولايتى « 1 » كه خداى عز و جل بدان امر فرموده است و آن ولايت آل محمد صلى اللَّه عليه و آله است . عرضكردم : آيا نسبت بامر ولايت دليل مخصوصى براى كسى كه ادعاء آن فضيلت كند مىباشد كه به آن شناخته شود ؟ [ آيا نسبت بولايت بيان و برهان مخصوصى رسيده است كه متمسك به آن شناخته شود ؟ ] فرمود آرى ، خداى عز و جل فرمايد : « كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتان را ، 59 سوره 4 » و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كه بميرد و امام و پيشواى خود را نشناسد بمرگ دوران جاهليت مرده است . و امام و پيشواى مردم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بود و على عليه السّلام و ديگران گفتند : معاويه امام بوده است ، سپس حسن عليه السّلام بود و بعد از او حسين عليه السّلام

--> ( 1 ) ولايت ( بكسر واو ) بمعنى امارت و اولويت تصرف است كه در آيه وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ به آن امر شده است و ( بفتح واو ) بمعنى محبت و يارى و اطاعت و اعتقاد بامامت است . مرحوم مجلسى گويد : معنى دوم در اينجا مناسب‌تر است .